خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





رمان سیگار شکلاتی قسمت نهم

    قبل از اینکه شهراد بتونه جوابی بده صدای عمه اش بلند شد:
    - چه عجب شهراد جان! بالاخره افتخار دادی عمه؟!
    شهراد سرش رو بالا آورد. عمه جانش!!! درست روبروی امیر و سپهر نشسته بود و چون توی ردیف خود شهراد بود، شهراد مجبور بود....


    مجله اینترنتی ایراتو
    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شهراد ,
    رمان سیگار شکلاتی قسمت نهم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده