جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

رمان سیگار شکلاتی قسمت سوم

    اردلان با خوشحالی دو کف دستش رو به هم کوبید و گفت:
    - وای عاشقتم! خیلی وقت بود دستت به تنم نخورده بود ...
    اینو که گفت یکی از دستاشو کشید روی شونه شهراد و چشمک زد. شهراد لبشو گاز گرفت و آروم گفت:
    - بــــــرو تا کار دستت ندادم تخم سگ ..


    مجله اینترنتی ایراتو
    این مطلب تا کنون 48 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 25 ارديبهشت 1394
    منبع
    برچسب ها : ,
    رمان سیگار شکلاتی قسمت سوم

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 6 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر